حاجی ساده لوح ،برائت گرفت!!!
59 بازدید
تاریخ ارائه : 2/13/2013 9:29:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

امام محمد غزالی در کتاب احیاء العلوم خودش داستانی از یک حاجی ساده لوح نقل می کند که حاجیان سربسر یک حاجی ساده لوحی گذاشتند و گفتند:ما برائت خودمان را گرفتیم ، تو چطور؟

آن فرد ساده لوح ،به داخل حجر اسماعیل آمد و مشغول نماز ، دعا و گریه و زاری شد و بلند بلند فریاد می زد که خدایا من از تو برائت از آتش جهنم را می خواهم .

همسفرانش که از کار او متعجب شده بودند ، به او گفتند : ساده لوح ! ما با تو مزاح کردیم . بیا برویم ، خودت را خسته نکن . او گفت : شما بروید ، تا من هم مثل شما برات آزادی از آتش جهنم را نگیرم نمی آیم.

در همان لحظه دیدند از بالای کعبه و از سوی ناودان که به سمت داخل حجر اسماعیل میباشد ، کاغذی سرازیر شد و جلوی آن فرد ساده لوح افتاد ؛ کاغذ را برداشت و دید روی آن نوشته شده (هذا بزائتٌ منَ النّار) .