روش های فکری اسلامی
66 بازدید
تاریخ ارائه : 6/5/2012 9:02:00 AM
موضوع: فلسفه

میان اشراقیون و مشّائیون یک سلسله اختلافات اساسی در مسائل فلسفی وجود دارد، و  بنا بر مشهور افلاطون سر سلسله ی اشراقیون و ارسطو سر سلسله ی مشّائیون به شمار می رود؛ و در دوره ی اسلامی این دو مکتب ادامه یافت برخی از فلاسفه ی اسلامی روش اشراقی دارند، برخی دیگر روش مشّائی.

نظر به این که در جهان اسلامی روشهای فکری دیگر هم بوده است که با روش اشراقی و مشّائی مغایرت داشته است و آنها نیز نقشی اصیل و اساسی در تحول فرهنگ اسلامی داشته اند ناچاریم به آنها نیز اشاره کنیم.

در میان سایر روشها آنچه مهم و قابل ذکر است دو روش است:

1. روش عرفانی

2. روش کلامی

عرفا و همچنین متکلّمین به هیچ وجه خود را تابع فلاسفه- اعمّ از اشراقی و مشّائی- نمی دانسته اند و در مقابل آنها ایستادگیها به خرج داده اند و تصادمهایی میان آنها و فلاسفه رخ داده است و همین تصادمها در سرنوشت فلسفه ی اسلامی تأثیر

مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج5، ص: 148
بسزایی داشته است. عرفان و کلام علاوه بر آن که از طریق معارضه و تصادم به فلسفه ی اسلامی تحرک بخشیده اند، افقهای تازه نیز برای فلاسفه گشوده اند. بسیاری از مسائلی که در فلسفه ی اسلامی مطرح است، اولین بار وسیله ی متکلمین و عرفا مطرح شده است هر چند اظهار نظر فلاسفه با اظهار نظر عرفا و متکلمین متفاوت است.

علیهذا مجموع روشهای فکری اسلامی چهار روش است و متفکران اسلامی چهار دسته بوده اند. بدیهی است که مقصود ما روشهای فکری ای است که به معنی عام، رنگ فلسفی دارد؛ یعنی نوعی هستی شناسی و جهان شناسی است. ما در این درس که درباره ی «کلّیات فلسفه» بحث می کنیم، کاری به روشهای فکری فقهی یا تفسیری یا حدیثی یا ادبی یا سیاسی یا اخلاقی نداریم که آنها داستانی دیگر دارند.

نکته ی دیگر این است که همه ی این روشها تحت تأثیر تعلیمات اسلامی، رنگی مخصوص پیدا کرده اند و با مشابه های خود در خارج از حوزه ی اسلامی تفاوتهایی داشته و دارند، و به عبارت دیگر: روح خاصّ فرهنگ اسلامی بر همه ی آنها حاکم است.

آن چهار روش فکری عبارت است از:

1. روش فلسفی استدلالی مشّائی. این روش پیروان زیادی دارد. اکثر فلاسفه ی اسلامی پیرو این روش بوده اند. الکندی، فارابی، بوعلی سینا، خواجه نصیر الدین طوسی، میرداماد، ابن رشد اندلسی، ابن باجه ی اندلسی (ابن الصائغ اندلسی) ، مشّائی مسلک بوده اند. مظهر و نماینده ی کامل این مکتب بوعلی سیناست. کتابهای فلسفی بوعلی از قبیل شفا، اشارات، نجات، دانشنامه ی علائی، مبدأ و معاد، تعلیقات، مباحثات، عیون الحکمه همه حکمت مشّاء است. در این روش تکیه فقط بر استدلال و برهان عقلی است و بس.

2. روش فلسفی اشراق. این روش نسبت به روش مشّائی پیروان کمتری دارد. آن کس که این روش را احیاء کرد «شیخ اشراق» بود. قطب الدین شیرازی، شهرزوری و عده ای دیگر روش اشراقی داشته اند. خود شیخ اشراق، مظهر و نماینده ی کامل این مکتب به شمار می رود. شیخ اشراق کتب زیادی نوشته است از قبیل حکمة الاشراق، تلویحات، مطارحات، مقاومات، هیاکل النور. معروف ترین آنها کتاب حکمة الاشراق است و تنها این کتاب است که صد در صد روش اشراقی دارد. شیخ اشراق برخی رساله ها به فارسی دارد از قبیل آواز پرجبرئیل، عقل سرخ و غیره.

در این روش به دو چیز تکیه می شود: استدلال و برهان عقلی، و دیگر مجاهده و

مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج5، ص: 149
تصفیه ی نفس. به حسب این روش، تنها با نیروی استدلال و برهان عقلی نتوان حقایق جهان را اکتشاف کرد.

3. روش سلوکی عرفانی. روش عرفان و تصوّف فقط و فقط بر تصفیه ی نفس بر اساس سلوک الی اللّه و تقرب به حق تا مرحله ی وصول به حقیقت تکیه دارد و به هیچ وجه اعتمادی به استدلالات عقلی ندارد. این روش پای استدلالیان را چوبین می داند. به حسب این روش، هدف تنها کشف حقیقت نیست، بلکه رسیدن به حقیقت است.

روش عرفانی پیروان زیادی دارد و عرفای نامداری در جهان اسلام ظهور کرده اند. از آن جمله بایزید بسطامی، حلاّج، شبلی، جنید بغدادی، ذوالنّون مصری، ابوسعید ابوالخیر، خواجه عبد اللّه انصاری، ابو طالب مکّی، ابونصر سراج، ابوالقاسم قشیری، محیی الدین عربی اندلسی، ابن فارض مصری، مولوی رومی را باید نام برد.

مظهر و نماینده ی کامل عرفان اسلامی که عرفان را به صورت یک علم مضبوط درآورد و پس از او هر کس آمده تحت تأثیر شدید او بوده است «محیی الدین عربی» است.

روش سلوکی عرفانی با روش فلسفی اشراقی یک وجه اشتراک دارد و دو وجه اختلاف. وجه اشتراک آندو تکیه بر اصلاح و تهذیب و تصفیه ی نفس است. اما دو وجه اختلاف، یکی این است که عارف استدلال را به کلی طرد می کند ولی فیلسوف اشراقی آن را حفظ می نماید و فکر و تصفیه را به کمک یکدیگر می گیرد. دیگر این که هدف فیلسوف اشراقی مانند هر فیلسوف دیگر کشف حقیقت است اما هدف عارف وصول به حقیقت است.

4. روش استدلالی کلامی. متکلّمین مانند فلاسفه ی مشّاء تکیه شان بر استدلالات عقلی است ولی با دو تفاوت:

یکی این که اصول و مبادی عقلی که متکلمین بحثهای خود را از آنجا آغاز می کنند با اصول و مبادی عقلی که فلاسفه بحث خود را از آنجا آغاز می کنند متفاوت است. متکلمین خصوصاً معتزله مهم ترین اصل متعارفی که به کار می برند «حسن و قبح» است، با این تفاوت که معتزله حسن و قبح را عقلی می دانند و اشاعره، شرعی.

معتزله یک سلسله اصول و قواعد بر این اصل مترتب کرده اند از قبیل «قاعده ی لطف» و «وجوب اصلح بر باری تعالی» و بسیار مطالب دیگر.

ولی فلاسفه اصل «حسن و قبح» را یک اصل اعتباری و بشری می دانند از قبیل

مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج5، ص: 150
مقبولات و معقولات عملی که در منطق مطرح است و فقط در «جدل» قابل استفاده است نه در «برهان» . از این رو فلاسفه کلام را «حکمت جدلی» می خوانند نه «حکمت برهانی» .

یکی دیگر این که متکلم، بر خلاف فیلسوف، خود را «متعهد» می داند، متعهد به دفاع از حریم اسلام. بحث فیلسوفانه یک بحث آزاد است؛ یعنی فیلسوف هدفش قبلاً تعیین نشده که از چه عقیده ای دفاع کند ولی هدف متکلم قبلاً تعیین شده است.

روش کلامی به نوبه ی خود به سه روش منشعب می شود:

الف. روش کلامی معتزلی.

ب. روش کلامی اشعری.

ج. روش کلامی شیعی.

شرح کامل هر یک از این روشها در این درس میسر نیست و نیازمند بحث جداگانه ای است [1]. معتزله زیادند. ابو الهذیل علاّف، نظّام، جاحظ، ابو عبیده معمر بن مثنی که در قرنهای دوم و سوم هجری می زیسته اند و قاضی عبد الجبّار معتزلی در قرن چهارم و زمخشری در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم، مظاهر و نماینده ی مکتب معتزله به شمار می روند؛ و شیخ ابو الحسن اشعری متوفّی در سال 330 هجری مظهر و نماینده ی کامل مکتب اشعری به شمار می رود. قاضی ابوبکر باقلانی و امام الحرمین جوینی و غزالی و فخرالدین رازی روش اشعری داشته اند.

متکلمین شیعی نیز زیاد بوده اند. هشام بن الحکم که از اصحاب امام جعفر صادق علیه السلام است یک متکلم شیعی است. خاندان نوبختی که یک خاندان ایرانی شیعی می باشند متکلمان زبردستی داشته اند. شیخ مفید و سید مرتضی علم الهدی نیز از متکلمان شیعه به شمار می روند. مظهر و نماینده ی کامل کلام شیعی خواجه نصیرالدین طوسی است. کتاب تجرید العقائد خواجه یکی از معروف ترین کتب کلام است. خواجه، فیلسوف و ریاضی دان هم هست. بعد از خواجه سرنوشت کلام به کلی تغییر کرد و بیشتر رنگ فلسفی به خود گرفت.

در میان کتب کلامی اهل تسنن، شرح مواقف- که متن آن از «قاضی عضد ایجی»

مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج5، ص: 151
معاصر و ممدوح حافظ است، و شرح آن از میرسیّد شریف جرجانی است- از همه معروفتر است. کتاب مواقف سخت تحت تأثیر کتاب تجرید العقائد است.
مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج5، ص: 152

[1] . [رجوع شود به درسهای «کلام» در مجموعه آثار3