منزلت پیامبر خدا محمّد(ص) و یاد اوصیای حضرتش
49 بازدید
تاریخ ارائه : 9/22/2012 9:18:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

علل الشرائع 1/ 5.

   صدوق گوید: حسن بن محمد بن سعید هاشمی ما را گفت: فرات بن ابراهیم بن فرات كوفی گفت: محمد بن احمد بن علی همدانی مرا حدیث كرد كه ابوالفضل عباس بن عبدالله بخاری ما را حدیث كرد كه محمد بن قاسم بن ابراهیم بن محمد بن عبدالله بن قاسم بن محمد بن ابی‌بكر گفت: عبدالسلام بن صالح هروی از علی بن موسی الرضا، از پدرش موسی بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد، از پدرش محمد بن علی، از پدرش علی بن حسین، از پدرش حسین بن علی، از پدرش علی بن ابی‌طالب ما را حدیث كرد كه فرمود: پیامبر(ص) فرموده است: خداوند انسانی برتر از من و گرامی‌تر از من نزد خود نیافریده ‌است‌. علی(ع) گوید: به پیامبر خدا(ص) عرض كردم: ای پیامبر خدا تو برتری یا جبرئیل؟ فرمود: ای علی خداوند تبارك و تعالی پیامبران مرسل خود را بر فرشتگان مقربش فضیلت داد و مرا بر همه پیامبران و رسولان‌، و این فضل (برتری‌) پس از من از آن توست ای علی و همچنین برای امامان پس از تو، فرشتگان خادمان ما و خادمان دوست‌داران مایند، ای علی فرشتگانی كه عرش را حمل می‌كنند و آنهایی كه پیرامون آن به حمد و ستایش پروردگارشان مشغول‌اند، برای مؤمنان به ولایت ما طلب آمرزش می‌كنند. ای علی اگر ما نبودیم خداوند آدم و حواء و بهشت و دوزخ و آسمان و زمین را نمی‌آفرید، چگونه برتر از فرشتگان نباشیم كه در شناخت پروردگارمان و تسبیح و تهلیل و تقدیس او بر آنها پیشی گرفته‌ایم زیرا نخست چیزی كه خداوند عزّوجلّ آفرید ارواح ما بود و او ما را به توحید و ستایش خود به سخن آورد. سپس فرشتگان را آفرید و چون همه روح‌های ما را یك نور دیدند، ما را بزرگ شمردند و ما تسبیح گفتیم تا فرشتگان بدانند ما مخلوق [بنده‌] آفریده شده‌ایم و او پیراسته از صفات ماست و فرشتگان به تسبیح ما تسبیح گفتند، و او را از صفات ما تنزیه‌ كردند و چون بزرگی منزلت ما را دیدند لا إله إلا الله گفتیم تا فرشتگان بدانند هیچ معبودی جز او نیست و ما بندگان او هستیم، و خدا نیستیم كه همراه او پرستیده شویم و آنگاه بود كه گفتند: لا إله إلا الله و چون بزرگی جایگاهمان مشاهده كردند تكبیر زدیم تا فرشتگان بدانند الله برتر از آن است كه رسیدن به منزلتی رفیع جز بدو میسور گردد، و چون آنچه از عزّت و مكنت كه برای ما نهاده بود دیدند، گفتیم: لاحول و لاقوّه إلا بالله تا فرشتگان بدانند لاحول و لاقوه إلا بالله و چون نعمت خدا بر ما را دیدند، واجب بودن اطاعت ما را مشاهده كردند، گفتیم: الحمد لله تا فرشتگان بدانند حق خدای متعال بر ما از حمد نعمت‌هایش چیست پس فرشتگان گفتند: الحمد لله، بنابر این فرشتگان به سبب ما به شناخت توحید خدای عزّوجلّ و تسبیح و تهلیل و تحمید و تمجید او راه یافتند، از آن پس خداوند تبارك و تعالی آدم را آفرید و ما را در صلب او قرار داد، و فرشتگان را به بزرگداشت و تكریم ما به سجده او فرمان داد در حالی كه سجده‌شان از سر بندگی برای خدای عزّوجلّ و برای آدم، بزرگداشت و اطاعت از ما كه در صلب او بودیم، واقع شد بنابر این چگونه ما برتر از فرشتگان نباشیم كه آنها همگی در برابر آدم به سجده افتادند، از سویی چون به آسمان عروج كردم جبرئیل دو بار اذان و اقامه گفت‌، سپس به من گفت: پیش آی محمد، به او گفتم: بر تو مقدم شوم ای جبرئیل؟ و او گفت: آری كه خداوند تبارك و تعالی پیامبران خود را بر همه فرشتگان و به طور خاصّ تو را برتری داده است‌، [پس پیامبر(ص)] گفت: جلو ایستادم و برایشان نماز گزاردم و این مایه غرورم نیست، و چون به حجاب‌های نور رسیدم، جبرئیل گفت: پیش آی محمد، و خود پشت سر من قرار گرفت، گفتم: در مانند چنین جایی تنهایم می‌گذاری؟ گفت: محمد، منتهای مرزی كه خداوند عزّوجلّ برای من قرار داده، این جاست كه اگر از آن برتر پرم، بالهایم به سبب تعدّی به حدود پروردگارم عزّوجلّ خواهد سوخت و مرا به درون آن نور راند و تا آن جا از ملكوت والایی كه خداوند خواست پیش رفتم پس خوانده شدم: ای محمد! گفتم: لبیك ربّی و سعدیك و تباركت و تعالیت‌ ( پروردگارا: دعوتت را اجابت كردم و این منتهای سعادت است و تو برتر و متعالی‌). آنگاه چنین خوانده شدم: ای محمد تو بنده من و من پروردگار توام، تنها مرا بپرست و تنها بر من كار سپار كه تو نور من در میان بندگان منی و فرستاده‌ام به سوی خلقم و حجّتم بر مردم، بهشت من از آن تو و پیروان توست و دوزخم را برای آن كه مخالفت تو كند، آفریده‌ام. برای اوصیای تو كرامت خویش واجب ساخته‌ام و برای شیعیان ایشان ثوابم را، گفتم: پروردگارا ! اوصیای من كیانند؟ خطاب شدم: ای محمد اوصیای تو بر ساق عرش نوشته شده‌اند نگریستم، در حالی كه پیشاپیش پروردگارم، جلّ جلاله، به سوی ساق عرش می‌رفتم، دیدم دوازده نور كه در هر نور سطری سبز رنگ بود، نام وصیی از اوصیای من بر آن بود كه نخستین علی بن ابی‌طالب و آخرین شان مهدی امّتم بود. گفتم: پروردگارا اینان اوصیای من پس از من هستند؟ ندا شدم: ای محمد اینان أولیا، دوستان برگزیدگان و حجّت‌های من پس از تو بر خلق من‌اند، آنان اوصیای تو و جانشینانت و بهترین خلق من پس از تواند، و به عزّت و جلالم سوگند كه دین خود به ایشان آشكار كنم و فرمان خود را به سبب ایشان برتری دهم‌، با آخرین ایشان زمین را از دشمنانم پاك كرده و او را بر شرق و غرب زمین قدرت دهم‌، بادها را به تسخیر او در آورم و ابرهای پربار را رام او گردانم، او را در اسباب (طبقات‌) آسمان بالا برم و با سپاه خود پیروزش كنم، و فرشتگانم را به یاری‌اش برانگیزم تا دعوت مرا آشكار كرده، مردم بر توحید من جمع شوند، آن‌گاه سلطنت او را دوام داده، تا روز قیامت روزگار را میان اولیای خود به گردش آورم.