اقسام فتح از نظر عارفات
33 بازدید
تاریخ ارائه : 12/29/2012 7:55:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

فتح و اقسام آن

از نظر عرفا فتح بر سه نوع است. يكم، فتح قريب كه قرآن بدان اين‌گونه اشاره نموده است: «نصر من الله و فتح قريب»؛[1] دوم، فتح مبين كه بيان قرآن دربارة آن چنين است: «إنا فتحنا لك فتحاً مبيناً»؛[2] سوم، فتح مطلق و به تعبير قرآن، «اذا جاء نصر الله و الفتح.»[3]

عرفا انواع فتح را به گشايش عوالم و مراتب هستي در سير صعودي تعبير كرده‌اند. فتح قريب را اول مرتبه فتح و گشايش مراتب صعود دانسته‌اند و آن، عبور و خروج از منازل مربوط به نفس و ورود در منزل روح و قلب و ظهور كمالات مربوط به آن در عبد است. در مرتبة نفس و منازل مربوط به آن، توصيه اكيد اين است كه «يا ايها الذين آمنوا عليكم انفسكم»؛[4] در خود باشيد و با خود باشيد كه راه همين است.

پس توجه به خود و رعايت آداب مربوط به آن، براي طي مسير الي الله تعالي شرط است، ولي پس از عبور از گردنه‌هاي اين راه و گشايش درهاي مراتب و منازل پس از آن و ورود در منزل روح و قلب، كه اولين فتح انجام پذيرفته است، ديگر نفسي وجود ندارد. يا در برابر روح و قلب چيز قابلي نيست تا عرض اندام نمايد. اول درجة خلاص آدمي از طبيعت و دامگه حادثه حاصل شده است.

پس فتح عبارت است از ظهور كمالات شايسته انساني كه با گذر از منزل نفس و حدود و مقيّدات آن و ورود به كمالات روح و قلب، اولين مرتبة آن حاصل مي‌شود.

با ظهور كمالات روحي و قلبي و عبور از منزل نفس، فتح قريب كه اولينِ فتوح سه‌گانه است، حاصل مي‌شود و با گذر از منزل روح و قلب و ظهور ولايت كه تجليات اسمايي طليعه آن است، فتح دوم كه فتح مبين است، حاصل مي‌شود. فتح مبين هم رقيقة آثار نفساني را كه «ذنب ما تقدم» و گناه پيشين است، از بين مي‌برد و هم آثار روحاني و قلبي كه «ذنب ما تأخر» است، فاني مي‌سازد و هم زمينه كمالات سر وجودي انسان را فراهم مي‌سازد و به تثبيت و استوارسازي آن‌ها مي‌پردازد.

پس از فراغت از تجليات اسمايي، اگر كسي به تجليات ذاتي حق تعالي دست يافت و همه آثار و آداب و رسوم خلقي و خلقي، نفسي و روحي را در عين جمع وجود مستهلك نمود و به فناي ذاتي هيچ عين و اثر و اسم و رسمي برايش باقي نماند، به فتح مطلق رسيده است. پايان سير سالك الي الله، فناء از همه و لقاي حق تعالي يعني فتح مطلق است و لذا وقتي سوره مباركه «اذا جاء نصرالله و الفتح»‌ نازل شد، ‌رسول الله صلي الله عليه وآله و سلم فرمود: «به من مژده ارتحال دادند‌»، زيرا انسان سالك پس از طي آخرين مقطع از هر عالم وارد عالم ديگر مي‌شود تا اين‌كه همه مقاطع عوالم را طي كند و از ما سوي الله رحلت نمايد و به لقاي حق نايل آيد.

از عبدالله بن مسعود نقل شده است كه گفت: لما نزلت السورة كان النبي (ص) يقول كثيراً «سبحانك اللهم اغفرلي انك انت التواب الرحيم».

قال ابن مسعود: لما نزلت «إذا جاء نصر الله و الفتح» قال (ص): «نعيت الي نفسي بانها مقبوضة في هذه السنة[5]

تفاوت میان الهام و وحی

1-الهام گاهی از وجه خاصی که حق تعالی با هر چیزی دارد بدون واسطه ملک می‌رسد ولی وحی با واسطه ملک می‌رسد. به همین سبب است که با این‌که احادیث قدسی، کلام الله است، وحی و قرآن نامیده نمی‌شود.

2- گاهی وحی با مشاهده ملک و شنیدن کلام او حاصل می‌شود ولی الهام با مشاهده ملک و شنیدن صوت او نیست؛  در واقع، وحی از مصادیق کشف شهورد (صوری) است که متضمن کشف معنوی است ولی الهام صرفا از مصادیق کشف معنوی است.

3- وحی از خواص نبوت است و الهام از خواص ولایت

تنبيه في الفرق بين الإلهام و الوحى‏

ان الإلهام قد يحصل من الحق تعالى بغير واسطة الملك‏[19] بالوجه الخاص الذي له مع كل موجود، و الوحى يحصل بواسطته. لذلك لا يسمى الأحاديث القدسية بالوحي و القرآن و ان كانت كلام الله تعالى.

و ايضاً، قد مر ان الوحى قد يحصل بشهود الملك و سماع كلامه فهو من الكشف الشهودى المتضمن للكشف المعنوي، و الإلهام من المعنوي فقط.

و ايضاً، الوحى من خواص النبوة لتعلقه بالظاهر و الإلهام من خواص الولاية[20].

و ايضاً هو مشروط بالتبليغ دون الإلهام.

و الفرق بين الواردات الرحمانية و الملكية و الجنية و الشيطانية يتعلق بميزان السالك المكاشف‏[21]، و مع ذلك نؤمى بشي‏ء يسير منها. و هو ان كل ما يكون سبباً للخير بحيث يكون مأمون الغايلة في العاقبة و لا يكون سريع الانتقال إلى غيره و يحصل بعده توجه تام‏

                        شرح فصوص (قيصرى)، مقدمه‏ قيصرى، ص: 112



[1]ـ صف، 13.

[2]ـ فتح، 1.

[3]ـ نصر، 1.

[4]ـ مائده، 105.

[5]ـ همان.