گفتمان دینی در مکتب فاطمه الزهرا سلام الله علیها
44 بازدید
تاریخ ارائه : 8/13/2013 5:42:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

دين در همه زمان ها و همه جوامع، از ابتدايى تا مدرن و فرامدرن در اشكال گوناگون وجود و حضور داشته است. لاروس اشتغال فكر و امر فوق طبيعى و الهى را يكى از جهانى ترين و باثبات ترين گرايش هاى انسانى دانسته است. اما نياز به دين در جريان تاريخ، اَشكال گوناگونى يافته است. از نظر جامعه شناسان كلاسيك و از جمله آگوست كنت، انسان نياز دايمى به مذهب دارد; زيرا خواهان دوست داشتن چيزى برتر از خود است.

على رغم نياز به دين به عنوان يك نياز فطرى اصيل، رفتار دين داران از شدت و ضعف بسيارى در طول تاريخ برخوردار بوده است. شدت و ضعف رفتار دين داران در خلال شرايط زمانى و مكانى، مقاطع گوناگون تاريخى و ساختارهاى سياسى و فرهنگى متفاوت، قابل تحليل و ارزيابى است. بررسى و سنجش رفتار و گفتار دين داران در قالب سنجه هاى دينى، مى تواند راه را بر مقايسه تطبيقى رفتارهاى دين داران هموار نمايد و تحليل و تعليل دقيق ترى از تأثير شرايط اجتماعى بر پيروان تعاليم دينى به منصّه ظهور برساند. در اين زمينه، خطبه تاريخى حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام) در مسجد پيامبر و در جريان واقعه "فدك " به عنوان مظهر نظام مند و پرقدرت گفتمان فاطمى مورد بررسى قرار مى گيرد.

گفتمان فاطمى; الگوى گفتمان دين داران

فاطمه زهرا (عليها السلام) در تعاليم نظرى و عملى خويش، تأكيد وافرى بر مشخص نمودن ايمان واقعى از ايمان غيرواقعى، غيرعميق، ظاهرى و گاه نفاق آلود و سالوس مدارانه معطوف مى دارد. تشخيص شرايط فرهنگى، سياسى، اجتماعى و رابطه آن با ايمان دينى، اصالت ها و يا پيرايه هاى دينى در جاى جاى كلام ايشان به طور عام، و خطبه تاريخى ايشان در مسجد پيامبر(صلى الله عليه وآله) به طور خاص، به چشم مى خورد. از همين رو، مى توان مسير "جامعه شناسى دين داران " را در كلام و گفتمان فاطمى جستجو نمود و از آن براى ايضاح مفهوم دين دارى، تشكيل الگوهاى متفاوت دين داران در جوامع گوناگون و تفكيك و تميز ايمان اصيل از ايمان مدعيان ظاهرگرا استفاده نمود. سنجه ها و گويه هاى استخراج شده از اين مباحث و بررسى ها مى توانند دلالت هايى براى كسانى كه با سنجش مفاهيم دينى و ايمان دينى دين داران در بين اقشار گوناگون اجتماعى و خرده فرهنگ هاى جامعه سروكار دارند، فراهم آورد.

يك حقيقت انكارناپذير و مسلّم همواره در پيش روى تاريخ بشريت و تاريخ اسلام وجود دارد و آن اينكه زهراى مرضيه(عليها السلام) در راستاى تنظيم رابطه خود با خداوند، به مرحله اى رسيد كه به لحاظ جامعه شناختى، آغازگر جنبشى عظيم و رهايى بخش در حمايت از ستم ديدگان تاريخ بود و با نشان دادن رگه هاى مخفى و ناپيداى انحراف در جامعه نوپاى اسلامى، راه را براى مبارزات گسترده تر همسر و فرزندان مجاهد خويش هموار كرد; درسى كه امام حسين(عليه السلام) به خوبى از مادر خود، زهراى مرضيه(عليها السلام)، آموخت و براى تجديد حيات دين، به منصه ظهور گذاشت. اين حضور، مشاركت و مجاهدت اجتماعى براى يك زن، آن هم زمانى كه هنوز در ذهن و ضمير جامعه نوپاى اسلامى، سنّت ها و تعصّب هاى ديرپاى جاهلى زنده بودند، از اهميت بسيارى براى ارزيابى، تحليل و مقايسه و بررسى ريشه ها و عوامل پديدآورنده يك حركت، نهضت و انقلاب برخوردار است و بر نقش بنيادين فاطمه زهرا(عليها السلام) در پايه گذارى يك قيام و انقلاب دينى دلالت دارد. از اين رو، توجه علمى به تلاش ها، فعاليت ها، اقدامات و بخصوص سخنرانى هاى آن حضرت، كه به خاطر نجات جامعه و اصلاح شئون آن ها ايراد گرديده اند، از اهميت زيادى برخوردار است.

حضرت زهرا(عليها السلام) در نشان دادن الگوى يك ديندار تمام عيار و بلكه در تمام شئون انسانى خويش، نه تنها راهبر زنان، بلكه تمام انسان هاى آزاده اى است كه جز زلال حقيقت، كام تشنه آن ها را سيراب نخواهد كرد. حضرت زهرا(عليها السلام) در زهد، صبر، ايثار، شجاعت، اخلاص و صداقت و ياريگرى انسان ها و هزاران خصلت انسانى ديگر سرمشق و راهبرى بى نظير است. فاطمه تمام زندگى اش را براى ديگران مى خواهد كه (كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّة أُخْرِجَتْ لِلنَّاس) (آل عمران: 110); امّت اسلامى از آن بابت كه براى مردم آفريده شده اند، بهترين هستند. و شعار و عمل فاطمه(عليها السلام) "الجارَ ثُّمَّ الدّار "; اول همسايه، سپس خود است. برهنگان را مى پوشاند، گرسنگان را طعام مى دهد، در راه ماندگان را يارى مى نمايد و يا پس از چند روز روزه دارى، تنها طعام خانه و خانواده خود را پيش از افطار مى بخشد; او كه بخشش ها و دستگيرى هايش از مردم و دوست دارى و دعايش براى آنان، مصداق اين آيه شريفه است: (وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَة)(حشر: 9); و در عين تنگ دستى، (ديگران) را بر خود برمى گزينند.

حضرت زهرا(عليها السلام) در مقام انسانى و اجتماعى خويش، آگاه تر از اهل زمان است; زيرا مستقيماً از محضر نبوّت رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، كسب معرفت نموده و به همراه دروازه شهر علم نبى، على(عليه السلام)، طى طريق كرده است. پس جان او به تناسب اين آگاهى، از مَلَك نيز برتر است. در وى علم وراثت نيز از جانب حق به وديعه نهاده شده است. اين وارث علم توحيد، خود معصومه و ولية اللّه است و در سايه مقام ولايتش، جبرئيل، كه روح اعظم است، بر او نازل مى شده و با فرشتگان هم سخن بوده است.

نظام نامه و مرام نامه حكومت الهى و جهانى بشريت و منجى نجات بخش آن، حضرت مهدى(عج)، نيز مبتنى بر سيره فاطمى است. حضرت مهدى(عج) در حديثى مى فرمايد: "فى ابنةِ رسولِ اللّهِ لى اُسوةٌ حسنةٌ "; براى من دخت پيامبر (فاطمه) الگويى نيكوست. و اين خود به تنهايى بيانگر سيره طيّبه حجّت الهى است; همو كه آينده جهان اسلام و پياده سازى الگوى مطلوب و تمام عيار جامعه اسلامى را بر عهده دارد.

فاطمه(عليها السلام) و گفتمان تاريخى او

در اين قسمت، براى دريافت روح پيام حضرت فاطمه(عليها السلام) به مردم زمان خود و به كل بشريت، به خطبه مهم و تاريخى ايشان در مسجد پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى پردازيم. حضرت زهرا(عليها السلام) در راستاى عمل به شعار قرآنى (لاتَظلمونَ ولاتُظلمونَ) (بقره: 279) و براى مبارزه با روح ظلم و تجاوز و تعدّى و مقابله با فتنه و انحراف ارزش هاى اسلامى و بنا بر احساس تكليف، به مسجد مدينه مى رود و سخنرانى مهمى ايراد مى نمايد.

اين خطبه به دليل آنكه در كتاب هاى متعدّد و معتبرى از اهل تسنّن و تشيّع مانند شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد و يا در كتاب بلاغات النساء ابوالفضل احمد بن ابى طاهر مروزى (204ـ208 هـ. ق)، از دانشمندان عصر خلفاى عبّاسى آمده، بى ترديد از معتبرترين اسناد تاريخى است.

در خطبه تاريخى حضرت زهرا(عليها السلام)، فرازهاى مهمى خطاب به هيأت حاكمه وقت و عموم مردم از مهاجران و انصار آمده اند. در اين خطبه، پس از حمد و سپاس پروردگار عالم، يكتايى خداوند و لزوم ارسال رُسُل مورد توجه و عنايت قرار مى گيرد و با تأكيد بر نقش مهم پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در بيرون آوردن مردم از جاهليت و مقايسه اين دوران با دوران حاكميت اسلام و بخصوص نقش دستورات الهى در بهبود زندگى مادى و معنوى مردم، ادامه مى يابد. در اين زمينه، آن حضرت به تشريح فلسفه احكام خداوندى و نقش حضرت على(عليه السلام) در كمك به پيامبر براى برپايى دين خدا مى پردازد. تشريح شرايط پس از رحلت پيامبر(صلى الله عليه وآله) و آشكار شدن نفاق، دشمنى و ناسپاسى افراد در اين دوره، فراز بعدى حضرت زهرا(عليها السلام) را در اين خطبه تشكيل مى دهد. استناد به آيات كريمه قرآن براى اثبات ظالم بودن هيأت حاكمه وقت و نشان دادن چهره غاصب آن ها در غصب حقوق حقّه دختر پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)، به استيضاح رئيس دولت تحميلى وقت (ابوبكر) مى انجامد. در فراز پايانى نيز با شكايت از سكوت شاهدان ستم، آن ها را به عدم سكوت و احقاق حق ادامه دهندگان راستين راه پيامبر، دختر پيامبر، حضرت على و اهل بيت(عليهم السلام) فرا مى خواند.